مولانا شهیدان را پرندگان آسمانی می داند که دروازه ی رهایی را یافته و از زندان پر کشیده اند. آنها که اسرار الهی را دریافته و در دریایی به سر می برند که این عالم مادی مثل کف روی آن دریاست. مولانا در جای جای مثنوی و دیوان شمس، عالم را مثل کفی بر روی دریای حقیقت می داند؛ آنکه چشم حسش تنها کار می کند کف را می بیند و از دریا غافل است .
گردش کف را چو دیدی مختصر/حیرتت باید، به دریا در نگر/آنک کف را دید نیت ها کند/وانک دریا دید، دل دریا کند.(دفتر پنجم مثنوی)
سپس مولانا اشاره می کند که اگر اهل صفا هستید باید کف روی دریا را کنار بزنید تا به دریا برسید نقش ها را کنار بگذارید و در اصل نظر کنید و راهی شوید ....
کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرندهتر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بینوایی
در آن بحرید کاین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورتهای عالم
ز کف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد کاین نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر ز مایی
برآ ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل اصل هر ضیایی
غزلیات شمس مولانا
برگ بی برگی ...
ما را در سایت برگ بی برگی دنبال میکنید
برچسب: کف دریاست صورت های عالم,كف درياست صورتهاي عالم, نویسنده: بازدید: 268 تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 7:13