
نمی دانم دقیقا چند وقت است که هی می خواهم در مورد موضوعی بنویسم و نمی شود. تا امروز گفتگویی، موتور محرکه شد که بیایم و اول از همه برای یادآوری به خودم بنویسم.موضوعات، آدمها، حتی مکان ها، طول و عرض و جغرافیایی دارند. نمی شود قدم بگذاری به بخشی از آنها و شروع کنی به حدس زدنشان. باید آنها را زندگی کنی،...
ادامه مطلب
کنار زمین ایستاده ایم وحرف می زنیم حرف می زنیم حرف می زنیم گاهی هم کتابی بر می داریم وورق می زنیم ورق می زنیم ورق می زنیمو بازحرف می زنیم حرف می زنیم حرف می زنیم تا روزی آوایی از هستی می خواندمان:"کتا...
ادامه مطلب
مولانا شهیدان را پرندگان آسمانی می داند که دروازه ی رهایی را یافته و از زندان پر کشیده اند. آنها که اسرار الهی را دریافته و در دریایی به سر می برند که این عالم مادی مثل کف روی آن دریاست. مولانا در جای جای مثنوی و دیوان شمس، عالم را مثل کفی بر روی دریای حقیقت می داند؛ آنکه چشم حسش تنها کار می کند کف را می بیند و از دریا غافل است . گردش کف را چو دیدی مختصر/حیرتت باید، به دریا در نگر/آنک کف را دید نیت ها کند/وانک دریا دید، دل دریا کند.(دفتر پنجم مثنوی) سپس مولانا اشاره می کند که اگر اهل صفا هستید ب...
ادامه مطلب
در بیت های ابتدایی این غزل، مولانا به جمیع خواب رفتگان در هستی هشدار می دهد که دزد دارایی شما را برد و شما در خواب به سر می برید و تازه از آنکس که می خواهد شما را بیدار کند هم می رنجید ... سپس به سبک مثنوی داستان کوتاه بسیار زیبایی را نقل می کند که یک نفر همیشه با خانه اش می گفت : "اگر خواستی خراب شوی من را خبر دار کن" و یک شب خانه بر سرش فرو ریخت . به خانه گفت : "پس این همه وصیت من کردم که خبرم کن تا با عیال خود فرار کنم چه شد ؟!؟!" جواب خانه بسیار زیباست : "من شب و روز تو را خبر می کردم که قوت...
ادامه مطلب
قسمت های قبلی پیر چنگیxa0 با سلام به دوستان همراه عزیز برگردیم به داستان پیر چنگی ... همانطور که امیدوارم به یاد داشته باشید داستان ما در مورد پیر چنگ نوازی بود که در دوران پیری رونق کار خود را از دست داده و از ناراحتی راهی گورستان شد و برای خداوند شروع به نواختن کرد ... از طرفی عُمر خوابی دید ... بانگی در خواب به او گفت که بنده ی خاص و محترم ما را دریاب. او در گوستان است ، از بیت المال 700 دینار بردار و پیش او برو و به عنوان مزد نوازندگی اش (ابریشم بها) این مبلغ را به او بده و بگو که وقتی پولش ...
ادامه مطلب
در این روزگار پر هیاهو که هر کس سخنی برای گفتن دارد و خموشی کالایی است کمیاب ، بیایید تمرین کنیم و یاد بگیریم که هر جایی زبان به سخن نگشاییم ، و گاهی حرف زدن با خودمان را نیز تعطیل کنیم . آرام بنشینیم و در سکوت بیرونی و درونی، به صدای هستی گوش بسپاریم ... و بی شک بسیار خواهیم آموخت ... سکوت معنویان را بیا و کار بسازلباس مدعیان را بسوز و دور اندازسکوت معنویان چیست؟ عجز و خاموشیلباس مدعیان چیست؟ گفتگوی دراز سنایی...
ادامه مطلب